رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

لایتناهی..



عشق چیزی نیست که تمام بشود..

من این را خوب میدانم!

خودم تجربه اش نکرده ام اما عاشق توی زندگی ام، می شود گفت زیاد دیده ام.

اصولاً نمی توانند.. دست خودشان هم نیست.. بلد نیستند تمامش کنند.. فراموش کردن برایشان تعریف نشده! در قاموسشان نیست.

انسان هایی به شدت خاطره باز هستند.. دروغشان هم از صد کلیومتری که می آید، پایش می لنگد!! 

یک دسته شان، شدیداً آرام می شوند.. یواشکی غصه می خورند..ریز ریز گریه می کنند.. بی صدا خاطره بازی می کنند.. بعد هم، توی زندگی آینده شان، کنار می آیند با آدم دیگری.. ولی خدا که می داند، عشق هیچ وقت تمام شدنی نیست.

دسته ی دیگری هم هستند که آشوب به پا می کنند.. دیده شده دوستانشان را به مرز سکته برده اند!

بعضی عاشق ها، بسیار خوش شانس هستند.. چون یکهو، یک کسی می آید که عشق تر از عشقیست که رفته:) البته این ها روی لبه ی تیغ اند.. چون معلوم نیست دوباره اشتباه دل نبسته باشند.

هر چه که باشد، عشق به یک آدم، یک تعداد زیادی خاطره و آدم دیگر را برای آدم می برد به حاشیه.. آن آدم می شود، بولد و باقی زندگی، کمرنگ! از دست هم که برود، لامذهب اثرش تا آخر عمر می ماند!

همین چیز هاست که من را از عشق می ترساند.. فکر اینکه‌ شاید شکستی رخ دهد و‌ بعدش من تا آخر عمر در کنار کسی، به یاد کس دیگری باشم، چهارستون بدنم را می لرزاند!! 

یکی را می شناسم که مطمئنم این متن را می خواند.. و می دانم که دوست دارد عاشق باشد.. دلش برای یکی بتپد.. با یکی رویا و خاطره بسازد و از در به دری خلاص شود..

راستش، وقتی او یادی از یک مرد می کند، دیگر نمی توانم خوب باشم.. دلم می گیرد.. بعد طبق معمول، کنایه می زنم و عصبی برخورد می کنم! دست من نیست.. به زخم که نمک بپاشی، قطعاً بیمار بداخلاق می شود!!!!

شاید باید حلالیت بخواهم.. نمی دانم.

  • طاهره الف

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">