رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

حوصله‌ی شرح قصه نیست (سوم)

چه قدر عنوان پست‌هایم دارد نسبت به متن بی‌ربط می‌شود:|

این‌ها که ریز ریز یادم می‌آید را فوری می‌آیم و می‌نویسم تا عُق زدن در من نهادینه شود و کمی ذهنم شخم بخورد!:))


حال یکی از عزیزانِ یکی از عزیزانم خوب نیست.. اصلاً خوب نیست.. حال این دوست من هم خوب نیست.. نیست.. نیستم

رسیده‌ام‌ به استیصال و علی می‌خواند: آی غمِ دوری! آی دل تنها!


کلمه‌ی «دِی» شور به دلم می‌اندازد.. می‌دانم قصه تمام نشده.. ولی اگر هم را ببینیم، اگر چند لحظه رو به هم بنشینیم و فقط به هم خیره بشویم، کلمه‌ی «دِی» رنگی رنگی می‌شود:))


پیشنهاد طنز را که داد، دلم قیلی‌ویلی رفت!

فکر می‌کنم، خیلی جدی شده‌ام.. من همان طاهره‌ام که از یک ایراد کوچک سیستمی قدر سه / چهار صفحه‌ی ورد مصاحبه‌ی طنز می‌نوشت و حالا نمی‌تواند!

خیلی‌ جدی شده‌ام.. بهتر است طنزم برگردد.. طنزم را برگردانم!


این پول کجاست که ما [ما های خاصی مدنظرم است] دنبالش می‌گردیم و او فراری‌ست؟!

بس است به خدا.. بس است:|

  • طاهره الف

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">