رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

چوب‌پنبه و دماغ

خیلی خیلی وقت پیش حنانه لینکی از وبسایت آقای امیرخانی داده بود که بخوانیم؛ یک‌سری راهکار برای شروع نوشتن و اصلاً خودِ نوشتن!

یکی از آن‌ها این بود که: [قبل از نوشتن گرم کنید!]

و من دیدم اصلاً این راهکار راه‌دستِ من نیست اما خب برای وقت‌هایی که مغزم گیرپاژ می‌کند، قفل‌شکنِ مناسبی‌ست!

فرایندی که آقای امیرخانی برای گرم کردن ذکر کرده بودند این بود که همه‌ی کار هایتان را بکنید و هیچ کاری باقی نماند که موقع نوشتن تمرکزتان را بر هم بزند.

القصه..

دیدم امروز باید بنویسم حتی با وجود مغز گیرپاژ کرده‌ام! پس ناچاراً از راهکار ایشان وارد فرایند نگاشتن می‌شوم اما گمان نکنم زیاد عملی باشد!

آخِر دومین رول دستمال توالت [دقت کنید؛ دستمالِ توالت!] هم دارد تمام می‌شود اما من در هیچ حالتی از دست نشتیِ بینیِ سرما زده‌ام آسایش ندارم! :|


+ همیشه که آدم نباید حرف‌های خوب و سنگین و پرمعنی بزند. گاهی آدم توی شرایط مناسبی نیست خب. مثلاً من حالا خوب‌ترین حرفی که می‌توانم بزنم این است که: لعنت بر منی که وقتی سرما می‌خورم هیچ طبی، اعم از: اسلامی، سنتی و نوین و شیمیایی نمی‌تواند کاری برایم بکند و عملاً بینی و گلویم به همه‌شان می‌گویند: زکی!


+ #بی_اعصاب


  • طاهره الف

نظرات  (۲)

بچه خوبیه امیرخانی :))

خداقوت :/
خب وقتی خودتون به این قشنگی مینویسین چه نیازی به راهکار دارین ......منم مشکل  گلو و بینیو دارم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">