رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

واقعیت/حقیقت

در جهت تموم کردن هر فایلی که باز کردم، مدتیه که مجدداً برگشتم به "حسین وارث آدم" که فصل اولش که سخت‌ترین فصلش بود رو اواخر سال پیش خوندم و اون‌قدر ترسناک بود که رغبت نکردم باز سمتش برم اما اشتباه می‌کردم؛ فصل‌های بعدی راحت‌تر فهم می‌شدن و از نظر محتوا خوب‌تر، قابل‌قبول‌تر و کم‌شائبه‌تر از شروع و ابتدای کتاب بودن.

القصه:

آقای شریعتی که اسمشون رو بی‌نهایت عاشق هستم، مردِ بازگفتنِ تازه‌های قدیمیه. بله! باید بااحتیاط خوند آثارشون رو اما بایــد خوند آثارشون رو.

نمی‌خوام راجع‌به "حسین وارث آدم" حرف بزنم که همین روزها تمامش خواهم‌کرد. می‌خوام راجع‌به مطلبی توی این کتاب، کَمَکی حرف بزنم که قبلاً می‌دونستمش! قبلاً، خیلی قبل‌تر از خوندن حتی اولین کتابم از علی شریعتی، خودم این مطلب رو به یکی از دوستان اون روزهای انجمنی گفته‌بودم! من به غزاله از تفاوتِ "واقعیت" و "حقیقت" گفته‌بودم.

و...؛ وَه! که امشب وقتی فصل هفتم "حسین وارث آدم" رو می‌خوندم، به وجد اومدم چون علی شریعتی هم از این تفاوت سخن رانده‌بود و عیناً همون برداشتی رو که من تحویلِ دوستم داده‌بودم رو ایشون سال‌ها پیش از تولدم ذکر کرده‌بود!

من به غزاله گفته‌بودم: «"حقیقت" صیغه و ازدواج این بود که خدا می‌خواست به انسان آرامش و تکامل هدیه بده اما "واقعیت" جامعه‌ی ما شده برعکس؛ صیغه شده مصداق هوس‌رانی و ازدواج، اولِ بدبختی و‌ بدهکاریِ مهریه و ذلیل شدن این به دست اون یا برعکس و خرج‌های سرسام‌آور.»

علی شریعتی به ما گفته‌بود: «"حقیقت" دین و انتظار، مترقی‌ترین راه زندگی برای بشر هست که اون رو در دنیا و آخرت به سعادتِ محض می‌رسونه اما "واقعیت" جامعه‌ی مسلمان منتظر دقیقاً برعکسه چون پوستین وارونه به تن اسلام پوشوندن و وسیله‌ قرارش دادن برای قانع و خفه نگه داشتن مردم نسبت به وضع موجود»

این، یعنی عقلی که خدا گذاشته تو کله‌های ما، هیچی هم بهش ندی، گشنه‌شم بذاری، دیرم که بهش غذا بدی، همیشه همونی رو می‌فهمه که باید و اونی رو نشون می‌ده که باید و چیزی رو می‌گه که باید. #بای‌دیفالت


پی‌نوشت بی‌ربط: همایون می‌خونه تو گوشم؛ بلند:

گر اژدهاست بر رَه، عشق است چون زمرّد

از برق آن زمرّد، این دفعِ اژدها کن!

رو سر بِنِه به بالین! تنها مرا رها کن!

ترکِ منِ خرابِ شبگردِ مبتلا کن!

ترکِ منِ خرابـِ خرابـــــِ خرابـــــــِ خرابــــــــــــِ شبگردِ مبتلا کن!

  • طاهره الف

نظرات  (۱)

  • فآطمه . قآف ؛)
  • ترک منِ خراب شبگرد مبتلا کن!
    پاسخ:
    گر اژدهاست بر رَه، عشق است چون زمرّد
    از برق آن زمرّد، این دفعِ اژدها کن!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">