رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

۵ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

نون و القلم..

روز اول که شروع کردم، نمیشناختمش..

ولی حالا میدانم توانایی اش از هر چیز قدرتمندی به جز خالقش بیشتر است..

بلد است بشوراند.. نرم و آرام و رام کند.. مغالطه کند.. عقل را بیدار کند.. مقایسه کند.. تخیل را بالا ببرد.. برداشت های فراوان ایجاد کند.. مغز ها را به کار بیاندازد.. یاد بدهد.. بخنداند.. بگریاند.. حال را خوب یا بد کند.. میتواند خدایی بشود یا شیطانی.. میتواند نامفهوم باشد یا ساده.. میتواند عوام فریب باشد یا روشنگر..

خیلی کار ها بلد است، قلم! و خدای من بیخود به چیزی قسم نمیخورد!

نون و قسم به قلم و آن چه را دربرمی گیرد..

و همین یک آیه چه حرف های عمیقی دارد:))

روزت گرامی، قلم!

سکوت مطلق:)

امروز حال چندان خوشی ندارم..

راستش، از میزان درک و فهم نیم بیشتر جمعیتی که خودم هم جزوشان هستم، ناامید شده ام!

منی که به حرف زدن اعتقاد راسخ دارم، امروز ساکت ترینم:)


+ توی کلیپی شنیدم که ما خودمان انتخاب کردیم که در کدام دوره به دنیا بیاییم..!

من از اول هم موجود بد سلیقه ای بودم..

این دوره را انتخاب کردم تا همرنگ نفهمی نیم بیشتر جمعیت، ظهورش را به تأخیر بیاندازم؟!

البته.. موجود به درد نخور در هر عصری به درد نخور است..:)

و من به طرز احمقانه ای، وقتی خودم "منتظر" نیستم، از نیامدنش گله ها دارم!

به تاریخ بیست و پنجمین روز

امروز، به تاریخ بیست و پنجمین روز..

من قسم میخورم به "عصر".. که هنوز انسانی هستم در خسر!


+ ای کوه! تو را به درد پهلو

ای ابر! تو را به چاه سوگند

ای ماه! تو را به فرق خونین

ای قبله! تو را به راه سوگند

من، بی سر و پا نیازمندم:)

لایتناهی..



عشق چیزی نیست که تمام بشود..

من این را خوب میدانم!

ثبت..

خب، به حول و قوه ی الهی این وب ثبت شد..