رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «باران» ثبت شده است

ألا به ذکرش.. :)

دیشب میخواستم وبلاگم را به روز کنم اما خب، فرستاده هایش جلویم را بی اینکه بفهمند، گرفتند:)

خدایا شکرت

امروز یکی از خاکستری ترین روز هایی بود که وقتی بیدار شدم، گفتم خدایا عاشقتم! آخر دیروز، بر سر اینکه تنها ماندن در خانه را به تنها نماندن در خانه و آمدن خاله جان، ترجیح می دهم، اعصاب خودم، مادرم و برادرم خرد شد اما خب، خدا امروز باران فرستاد و همه چیز لغو شد و من و خانواده ام مانده ایم با هم! قربان خدا بروم که خودش خرابکاری های ما را تر و تمیز می کند؛ حتی شده باران را می فرستد!