رنگ پریده

رنگ پریده

بی طعم، بی مزه، بی رنگ..
دنیای گیجِ مه آلودِ من این گونه هاست.

پیام های کوتاه

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پرویز پرستویی» ثبت شده است

بید مجنون

حنانه گفت بید مجنون ببینم.

دیدم.. از همان لحظه که پرویز(یوسف کذایی!) خیره ماند به صورت دختر دایی‌اش، ناامیدانه تا آخر ساخته‌ی مجیدی را تحمل کردم!

حرف خوبی پشت فیلم بود ها، ولی نمی‌دانم چرا هر چی فیلم دیده بودم که درونش یک معلول بود، آمد و جلوی چشمم رژه رفت.. بدترینش هم ستایش.. صدای آن زنک پرستار با دیالوگش!

حنانه گفت: آیا پند نمی‌گیرید؟

گفتم: نه!

گمانم شرطی شده‌ام به مزخرفاتی که دیده‌ام!

خود به خود حالم از هر قابی که سعی می‌کند یک معلول را به تصویر می‌کشد، به هم می‌خورد.. 

شرطی شدن خوب نیست. شرطی نباشید!


+ همچنان فکر می‌کنم ساخته‌ی مجیدی یک چیزی کم داشت که مغزم بد جور به آن گیر داده:|